تبليغاتX
وبلاگicon
ابوالفضل

ابوالفضل
پسری از خطه نیلگون خلیج فارس با دلی به وسعت دریا
امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها صد در صد کار می کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلترشکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین انسان و خدایش فیلتر درست می کنند.

وبگردي 20:30،از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود .
وقتی انسان مرتکب گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم گناهان فیلترهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از انها هیچ فیلتری نمی تواند مانع شما شود.
1- نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند ... اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44

2- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.

3- ولایت: این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد
 

التماس دعا دوستان ویگردی20:30

برچسب‌ها: فیلتر شکن, نخل ناخدا
[ پنجشنبه 29 دی1390 ] [ 11:6 ] [ عیسی قريشي ] [ ]
[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 11:56 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

لشگركشي آل سعود به بحرين و قتل عام وحشيانه مردم مظلوم و غيرمسلح اين سرزمين شيعه نشين -كه به ناحق و در جريان خيانت شاه معدوم از ايران جدا شده است- اگر چه رخدادي تلخ و فاجعه آميز است اما تمامي شواهد و قرائن موجود بي آن كه گزافه و اغراقي در ميان باشد، حكايت از آن دارند كه آل سعود به پايان حيات نفرت انگيز خود رسيده است و خاورميانه اسلامي در آينده اي بسيار نزديك از اين جرثومه فساد و تباهي و متحد تابلودار اسرائيل پاكسازي مي شود. براساس همين شواهد كه در اين يادداشت به نمونه هايي از آن اشاره مي شود، بعيد به نظر مي رسد خاندان آل سعود از روز بد حادثه اي كه پيش روي دارند، جان سالم به در برند و در مجازات اين خاندان تحت قيموميت آمريكا، تنها به فروپاشي حاكميت آنها بسنده شود، بخوانيد؛





ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 10:25 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

قدم قدم در عبور از فتنه ها با گامهای روشن بصیرت و ایمان پیش

می رفتیم و چشم هامان خط انگشت رهبری را صبورانه دنبال می

نمود....


برچسب‌ها: بصیرت, نخل ناخدا, بندرعباس, ابوالفضل
[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 15:47 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

من عااااااشق رأی مردم هستم !

کاندیداتوری برای خدمت به مردم و اسلام، امر مقدسی که اگر بتوانیم آن را از دام شیطان و منافع شخصی و حزبی رها کنیم، برای دو دنیای‌مان بس است. اما حقیقتا سخت است. تجربه‌های کوچک به من اثبات کرد که رهایی از این دام کار هر کسی نیست.

باتو - اولین باری که برای کسب رای مردم کاندید شدم، برمیگرده به ۱۱ سالگی. اون روزی که در برای تعیین کاپیتان تیم فوتبال کوچه مون، رای گیری کردیم. اون روز از نظر مهارت های فنی فوتبال افراد خیلی بهتری در کوچه داشتیم، ولی من رای آوردم. چرا؟

 

چون برای کسب رای، پرچم خوشگلی را برای تیم فوتبال کوچه به تعداد بچه های قد و نیم قد همسایه، طراحی و آماده کرده بودم و البته به همراه یک شیپور دستی کوچولو. اون روز من در اولین رای گیری عمرم، اولین جایی که رای داشتم، کاندید شدم، رای دادم و برنده شدم. اون روز هدف من از طراحی پرچم و ساخت شیپور فقط و فقط کسب رای بود و بس. من برای بچه های ۵ – ۶ ساله‌ی کوچه که حق رای داشتن، این پرچم ها رو تهیه کردم، از داداش کوچیکم هم برای تبلیغات و جلب توجه بچه های کوچیک تر که چیزی از فوتبال نمی دونستن استفاده کردم. اون روز فهمیدم که باید از آدم هایی که چیزی از تخصص کار کاپیتانی نمی دانند (ولی حق رأی دارند)، استفاده کنم و توجه شان را به خود جلب کنم.

 

دومین باری که برای کسب رأی مردم کاندید شدم، برمیگرده به ۱۲ سالگی. اون روزی که برای تعیین مبصر کلاس رای گیری کردیم. من واقعا توانایی مبصر شدن را نداشتم. اونقدر بچه های مسن و هیکلی و بی ادب و با فرهنگ های زیر صفر در کلاس وجود داشت که یک بچه مودب و نحیف و بی سر زبونی مثل من واقعا نمی تونست کلاس رو اداره کنه. تجربه مبصر بودنم در سال های قبل تجربه‌ی خوبی نبود.

 

من نمی خواستم مبصر شوم چون خودم و توانایی هام رو می‌شناختم ولی معلم پرورشی به زور من رو راضی کرد و اسم من رو به عنوان کاندید نوشت و با تعریف از ادب و نظم و درس خواندن من باعث شد رای اکثریت رو کسب کنم. اون روز من دوباره تجربه تلخ مبصر شدن را درک کردم. اون روز فهمیدم که داشتن رابطه با صاحب قدرت چقدر در کسب رای مردم (با وجود عدم توانایی) موثره.

 

سومین باری که برای کسب رأی مردم کاندید شدم، برمیگرده به ۱۶ سالگی. اون روزی که برای تعیین شورای دبیرستان رای گیری کردیم. اون روز من یکه تاز مدرسه بودم. شاگرد اول بی رقیب مدرسه. هم مدیر مدرسه -که این روزها به صورت اتفاقی همسایه ماست- و هم معلم های مدرسه -که باز هم به طور اتفاقی یکی شون هم محله‌ی ماست-، دائما چوب خصلت های مثبت محمد نصرتی رو بر سر سایر بچه ها می‌زدند. اون روز من واقعا دوست داشتم کاندید شوم و رای بیاورم. اما می‌دانستم که دشمن دارم. عده‌ای ‌بودند که واقعا دشمن من بودند و دائما درگیری داشتیم.

 

خلاصه کاندید شدم و سخنرانی هم کردم. رای آوردن من دور از انتظار نبود چون حمایت قاطع مدیر و معلم ها را داشتم و خیلی از بچه ها به من علاقه داشتند. انتخابات اون روز مدرسه تا حدود زیادی رنگ و بوی سیاسی هم داشت و واقعا طیفی که طرفدار رئیس جمهور وقت(خاتمی) بودند و دائما سخنان دکتر شریعتی را بر در و دیوار می‌نوشتند رقیب طیفی بودند که من هم عضو آن بودم.

 

انتظار خودم این بود که نفر اول باشم ولی متاسفانه به دلیل ضعف در صحبت کردن و ضعف در ارتباط گیری، با اختلاف بسیار کم نفر پنجم شدم. بعد از چند روز متوجه شدم که من نفر ششم شدم! ولی نفر پنجم به دلیلی(!) توسط تیم رای گیری مدرسه حذف شده است و من به جای او وارد شورا شدم.

 

من آن روز به اون بنده خدایی که رد صلاحیت شده بود هیچی نگفتم تا جنجال ایجاد نشود ولی خود واقف بودم که او پسر بدی نیست و اتفاقا مانع یک دست شدن ترکیب شورای مدرسه می‌شود. اما سکوت کردم چون لذت کسب قدرت و شیرینی عضو شورا شدن برای من بیشتر از وجدان درد بود.

 

انتخابات مجلس شواری اسلامی / کاندیداتوری

 

بگذریم

 

روز جمعه‌ی گذشته ثبت نام داوطبان کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی به پایان رسید. و کم کم باید شاهد حضور این عزیزان در مجالس ختم، عروسی، همایش ها، دانشگاه ها و خلاصه همه جا باشیم. کت و شلوارپوشانی که به صف در مجالس ختم شرکت می‌کنند و قاری قرآن با ورود آنها به مجلس؛ قرائت قرآن را قطع کرده و ورود آنها را خوش آمد می‌گوید.

 

عده‌ای ‌که انقلاب و اسلام را در خطر دیده و وظیفه‌ی خود می دانند تا وارد گود شوند. عده‌ای ‌که این روزها هر روز  موهای خود را اصلاح و ریش‌های خود را مرتب می‌کنند. عده‌ای ‌که این روزها با افراد معروف و معتبر شهر و شهرستان وارد گفتگو می‌شوند.

 

عده‌ای ‌که این روزها با صاحبان کارخانه ها، صنایع، پاساژها، بازاریان و صاحبان قدرت اقتصادی شهر و شهرستان پیرامون وظیفه‌ی دینی خود به صحبت می‌پردازند.

 

عده‌ای ‌که این روزها عاشق روحانیت می‌شوند و سرامام جمعه را با وقت ملاقات‌های خود شلوغ می‌کنند. روحانیون صاحب نفوذ شهرستان ها این روزها از دست این عده خواب ندارند و تا پاسی از نیمه شب باید به گفتگو با این عزیزان بپردازند.

 

عده‌ای ‌که ناگهان به یاد زبان مادری خود می‌افتند و با لهجه غلییییییظ با هم ولایتی های خود صحبت می‌کنند.

 

عده‌ای ‌که یا جانباز هستند یا خانواده جانباز یا خانواده شهید، خلاصه یه جوری با دفاع مقدس و شهدا مأنوس هستند و دست جانبازان را این روزها بوسه باران می‌کنند. عده‌ای ‌که از خاطرات جبهه‌ی خود می‌گویند و دائما بر مزار شهدای گمنام و نشان دار شهر و شهرستان فاتحه قرائت می‌کنند.

 

عده‌ای ‌که در جمع دانشجویان روشنفکر می‌شوند و در جمع مردم دهاتی، در جمع روحانیون عاشق دین می شوند و در جمع سرمایه داران، اقتصاددان.

 

عده‌ای که ناگهان بسیار توانمند و صاحب ایده و نظر می شوند.

 

انتخابات مجلس شواری اسلامی / کاندیداتوری

 

بگذریم

 

چیزی که از کاندیداتوری در ذهن من مانده، چیزهای خوبی نیست. چه آنوقت که خود کاندید شدم و چه آنوقت که اوضاع و احوال کاندیداهای مختلف را دیدم. تصور کنید کسی مثل من که برای کسب رأی کاپیتانی یک تیم کوچیک فوتبال (با وجود آگاهی از عدم توانایی)، اونجور عملیات روانی انجام میده؛ برای ورود به مجلس، دست به چه کارها که نمی زنه!

 

کاندیداتوری برای خدمت به مردم و اسلام، امر مقدسی که اگر بتوانیم آن را از دام شیطان و منافع شخصی و حزبی رها کنیم، برای دو دنیای‌مان بس است. اما حقیقتا سخت است. تجربه‌های کوچک به من اثبات کرد که رهایی از این دام کار هر کسی نیست.

 

خدا کند کسانی وارد این میدان شوند که با قدرت ایمان و ولایت مداری؛ پشت شیطان را به خاک بمالند.


برچسب‌ها: سیاسی, عیسی, نخل ناخدا, بندرعباس
[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 14:50 ] [ عیسی قريشي ] [ ]





 

شير پير جبهه هاي نبرد حق عليه باطل، مجاهد خستگي ناپذير و پدر دو شهيد "حاج ذبيح ا... بخشي" به همرزمان شهيدش پيوست. به گزارش واحد مرکزي خبر، رزمنده پير و برنا دل سال هاي دفاع مقدس که به «حاج بخشي» معروف بود در بيشتر عمليات سال هاي دفاع مقدس حضور داشت و به افتخار جانبازي نايل شده بود. «حاجي بخشي» علاوه بر حضور شجاعانه در جبهه هاي غرب و جنوب کشور، به تاسي از مولايش امام حسين (ع)، فرزندان و ديگر اعضاي خانواده اش را براي دفاع از ارزش هاي انقلاب به جبهه ها فرستاد و در اين مسير دو فرزند و دامادش به درجه رفيع شهادت نايل آمدند. حاج ذبيح‌ا... بخشي که سال ها رنج جانبازي را تحمل کرده بود؛ صبح روز گذشته به علت ايست قلبي در بيمارستاني در تهران دعوت حق را لبيک گفت و به همرزمان شهيدش پيوست. حاجي بخشي از سن47سالگي تا پايان دوران دفاع مقدس در جبهه‌ها حضور داشت.همچنين به گزارش مهر حاج ذبيح‌ا... بخشي معروف به حاج بخشي بسيجي مشهور و راوي شعار معروف "ماشاا...، حزب ا..." همزمان با ايام شهادت عمار ياسر از صحابه پيامبر اکرم (ص) و اميرالمومنين (ع) صبح روز سه شنبه پس از تحمل سال‌ها رنج و درد، دعوت حق را لبيک گفت. مراسم تشييع اين شهيد روز جمعه بعد از برگزاري نماز جمعه برگزار خواهد شد .

روايت شهيد آويني از "حاج بخشي"
سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني نيز در يکي از سلسله برنامه هاي روايت فتح، به روحيه جهادي و ايثارگري غيرقابل تصور حاج بخشي اشاره مي کند؛در آن سوي فاو، در مقر فرماندهي بعثي‌ها، به حاج بخشي بر خورديم؛ چهره آشناي حزب ا... تهران. هر کس سرزندگي و بذله‌گويي و آن چهره شاداب او را مي‌ديد باور نمي‌کرد که دو ساعت پيش فرزندش شهيد شده باشد. اما حقيقت همين بود. هنگامي که ما به حاج بخشي بر خورديم دو ساعتي بيش از شهادت فرزندش نمي‌گذشت. او حاضر نشده بود که به همراه پيکر فرزند شهيدش جبهه نبرد را، ولو براي چند روز، ترک گويد. ما آخرين بار که او را ديده بوديم در تهران بود، هنگامي که کاروان نخستين «راهيان کربلا» عازم جبهه نبرد بودند. هر جا که حزب ا... تهران هست او نيز همان جاست و علمداري مي‌کند.حاج بخشي با يک گوني شکلات و دريايي از سرور به سوي خط مي‌رفت تا بين بچه‌ها شادي و شکلات پخش کند. او مرتبا مي‌گفت اينجا خانه خودمان است و همه مي‌دانستند که او نظر به کشورگشايي ندارد، بلکه مي‌خواهد از سر طنز جوابي به صدام داده باشد. و به‌راستي چه کسي مي‌تواند باور کند که در اين لحظات، دو ساعتي بيش از شهادت فرزند او نمي‌گذرد و با اين‌همه، او هنوز هم روحيه طنزآميز خود را حفظ کرده است؟ چگونه مي‌توان اين‌همه را جز با معجزه ايمان تفسير کرد؟همه بچه‌ها او را همچون پدري مهربان دوست مي‌دارند و شايد او نيز در هر يک از اين جوانان نشاني از فرزند شهيد خود مي‌بيند. و يا نه، اصلا اين حرف‌ها زاييده تخيلات ماست و او آنچنان به حق پيوسته است که شهيدان را مرده نمي‌پندارد... خدا مي‌داند.حاج بخشي در سال هاي اخير با درد و رنج بسياري روبرو بود. او دي ماه سال 1387 با ارسال نامه‌اي به رهبر معظم انقلاب از دلجويي و تفقد ايشان و اعزام حجت الاسلام والمسلمين گلپايگاني به بيمارستان براي عيادت از وي قدرداني کرد.

[ پنجشنبه 15 دی1390 ] [ 15:23 ] [ عیسی قريشي ] [ ]
کاریکاتور جدید بسیار زیبا و جالب و دیدنی اضافه شد

درخواست اوباما از ایران، مبنی بر پس دادن هواپیمای جاسوسی! ...


http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/23/13900923171200602_PhotoL.jpg


مطلب طنز + عکس کاریکاتور اوباما و پهپادش

آخر خنده... از دست ندید!!!!




http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/23/13900923171159820_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/23/13900923171158289_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/23/13900923171200602_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/23/13900923195723680_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/23/1390092319420386_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/23/1390092317115939_PhotoL.jpg





http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/9/22/117050_910.jpg



نظر یکی از دوستان :

توپ ما اگه می افتاد تو خونتون ، پاره پورش بعد پرتش می کردی ،

حالا پرو پروووو پرو هواپیمای جاسوسیت رو گرفیتم می گی پس بده ؟؟؟
چشم صبر کن سری صدتایی مهندسی معکوسش تموم شه بعد اینکه به سوریه ونزوئلا کوبا روسیه چین حزب الله... فروختیم یکی هم با اشانتیون بهتون بر می گردونیم :)))
_____

تازه شانس اوردیم جز کشورهای قانون کپی رایت نیستیم و
گرنه به جرم کپی تو سازمان ملل دوباره تحریممون می کردن ... :)

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 13:21 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

سایت شهدا ایرانی

 مناجات در وصيت نامه شهدا

1- شهيد معلم مهدي رجب بيگي؛ متولد سال 1336:

«خدايا پرواز را به ما بياموز تا مرغ دست آموز نشويم و از نور خويش آتش در ما بيفروز تا در سرماي بي‌خبري نمانيم. خون شهيدان را در تن ما جاري گردان تا به ماندن خو نکنيم و دست آن شهيدان را بر پيکرمان آويز تا مشت خونينشان را برافراشته داريم. خدايا چشمي عطا کن تا براي تو بگريد، دستي عطا کن تا داماني جز تو نگيرد، پايي عطا کن که جز راه تو نرود و جاني عطا کن  که براي تو برود.»

2- شهيد دکتر مصطفي چمران متولد سال 1311محل تولد تهران محل شهادت دهلاويه سال‌1360:

«بگذاريد بند بندم از هم بگسلد، هستيم در آتش درد بسوزد و خاکسترم به باد سپرده شود، باز هم صبر مي‌کنم و خداي بزرگ خود راعاشقانه مي‌پرستم. آرزو داشتم که شمع باشم، سر تا پا بسوزم و ظلمت را مجبور به فرار کنم. به کفر و طمع اجازه ندهم بر دنيا تسلط يابد.»

3- شهيد مجتبي رسول زاده، محل تولد: تهران، مکان شهادت: خرمشهر به سال 1361:

«خدايا اگر مي‌داني که عاشقت شده‌ام، مرا به سوي خود فراخوان والا مرا رشد بده و توفيق تکامل الي‌الله نصيبم کن تا لايق شهادت گردم.»

 

ادامه دارد ....



4- شهيد صفرعلي خاجوي، محل شهادت: شلمچه به سال 1365:

«اي خدا اگر مرا به جرمم مواخذه کني، تو را به عفوت بازخواست مي‌کنم و اگر مرا به آتش دوزخ ببري، اهل دوزخ را آگاه خواهم کرد که تو را دوست دارم.»

5- شهيد مجيد پورکرمان محل تولد: تهران، محل شهادت: خرمشهر به سال 1361:

«من هيچ‌شاخه سبزي ندارم تا با خود به سراي ديگر ببرم، اما اميد دارم که اين شاخه‌هاي خشک شده در اين لحظات پرثمر و پرنعمت جان بگيرند و سبز شوند.»

6- شهيد حسن رئوفي فريماني، متولد سال 1344 در تهران، محل شهادت پنجوين به سال 1362:

«خدايا کمکم کن تا پايم نلرزد و هدايت کن گلوله‌هاي آتشين مرا تا بر سينه دشمنانت فرود آيند و هنگامي که صلاح تو در آن بود که جان ناقابل اين حقير تقديم گردد، مهدي (عج) را بر بلينم فرست که سخت محتاج اهل بيت هستم. خداوندا درد تير و ترکش و خمپاره را تحمل خواهم کرد، اما اندوه خميني را هرگز.»

7- شهيد حسين يحيايي محل تولد تهران به سال 1344، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«اي خدا، اين دلم، جانم، روحم فقط تو را مي‌خواهد. ديگر طاقت ماندن در ميان دنيا و دنيائيان را ندارد و مي‌خواهد از وادي پر از گناه و وادي ساده کوچ کند و در وادي عشق و صفاي روحاني فرود آيد. اي انسان‌ها روح روح را الهي کنيد، از مسير دنيا طلبي خارج و در مسير رضاي خدا وارد شويد و رضاي خدا بطلبيد.»

8- شهيد سعيد هدي محل تولد مراغه، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«خداوندا، مرغ ناچيز و محبوس در قفس، چشم به تو دوخته و با لرزاندن بال‌هاي ظريفش آماده حرکت به سوي توست. ما نه براي اينکه از قفس تن پرواز کند و در جهان پهناور هستي بال و پر بگشايد، نه زيرا زمين و آسمان با آن همه پهناوري، جز قفس بزرگتري براي اين پرنده شيدا نيست. او مي‌خواهد آغوش بارگاه بي‌نهايت را باز کني و او را به سوي خود بخواني»

9- شهيد علي حسيني آقايي محل تولد تهران به سال 1341، به محل شهادت سومار 1361:

«خدايا، دل دردمندم شوق آزادي دارد تا از اين غربتکده سياه، تا از اين زندان عاشقان وصالت، نداي خود را به وادي عدم بکشاند و فقط با خداي خود به وحدت برسد.»

پلاک

10- شهيد حاج عبدالستار قنداني‌پور متولد سال 1340:

«خدايا، ريشه‌هاي اين علاقه به دنيا را در خاک وجود من بخشکان و تارهاي اين وابستگي را در زواياي قلب من بسوزان. خدايا، عشق به اين لجترار متعفن که جامه مخالفت با تو را بر من پوشانده است. تو اين جامه را از تن من بيرون آور.»

11- شهيد ابوالفضل راز فاني محل تولد تهران، محل شهادت در بند عراق به سال 1362:

«الهي، يا قدوس، با ارحم الراحمين، من ذليليم، من کوچکم، به عظمت خودت تواناييم ده. با نور خودت آشنايم کن، قطعه قطعه بدن پر دردم، عاشق اسلام و عاشق شهادت است. خدايا، نگذار چشم بسته از اين دنيا بروم.»

12- شهيد احمد دادستان متولد 1347 در تهران، شهادت به سال 1362:

«اي مهربان، من نيز عاشق تو هستم. اي بخشنده مهربان کرمي در حق من کن و مرا ببخش و مرا در صف عاشقانت قرار ده. خدايا، وجود مرا براي لقاي خودت و رساندن عاشق به معشوق آماده ساز.»

13- شهيد سيد داود مشکار گونه فراهاني متولد سال 1337 در تهران، محل شهادت اهواز به سال 1360:

«به نام او که از اويم، به نام او که زنده به اويم، زندگيمان به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، يارم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست احساسش مي‌کنم با قلبم، با ذره ذره وجودم و با تمام سلول‌هايم. اي همه چيزم، به يادت هستم. به يادم باش که بي‌تو هيچ و پوچ خواهم بود.»

14- شهيد بهزاد حداد ماهي محل تولد تهران به سال 1348، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«خدايا دوست دارم که اگر شهيد شدم، بي سر باشم که در مقابل امام حسين (ع) روسفيد باشم... . خدايا، بر من رحم کن. خدايا هميشه  خواسته‌ام که شهيد شوم. اين آرزو را برايم برآورده کن.»

15- شهيد جواد حيدري فرد محل تولد تهران به سال 1333، محل شهادت جزيره مجنون به سال 1362:

«خدايا، به تو پناه مي‌آورم از نفسي که سير نمي‌شود و از دانشي که سود نمي‌دهد، از نمازي که بالا نمي‌رود و از دعايي که به اجابت نمي‌رسد.

سجاده ي عشق

16- شهيد بهنام يوسفي اردبيلي تولد به سال 1343:

«اي معبود من، اي آن که دل‌هاي پاک در لقاي تو مي‌تپد. خدايا، من با تو در شهادت دوستانم و به هنگام بلند شدن ناله‌هاي کودکان مادر از دست داده در بمباران‌هاي دشمن، با تو پيمان بستم و عهد نمودم که تا پايان راه بروم و حال بر پيمان خود وفا کردم. الهي، من به وفاداري و خلوص عمل نمودم، تو نيز مرا بپذير.»

17- شهيد مجيد حاجي محمد زاده اصل محل تولد آذربايجان شرقي به سال 1341، محل شهادت شلمچه:

«الله اکبر، الله اکبر! چه زيبا معلمي هستي و چه مهربان محبت نمودي. من از تو تشکر مي‌کنم که توانستم درس خود را از تو بياموزم و در صحنه عمل امتحان دهم و اين کوچک را به وادي عشق منزلت دادي.»

18- شهيد يعقوب مهدي زاده اصل محل تولد اردبيل به سال 1342، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«خدايا! اگر کمکم نکني، دستم نگيري، چه کنم و به کجا پناه ببرم. من به غير از تو کسي را ندارم، پناهي ندارم و تنها هستم. يا رب! دست اين بنده ناچيز را بگير و نداي او را که از اعماق قلب بر مي‌خيزد، گوش کن و مرا يک لحظه به حال خودمان وامگذار.»

19- شهيد غلامرضا شاه ميرزايي محل تولد اصفهان به سال 1343، محل شهادت کردستان به سال 1364:

«خدايا، به محمد (ص) بگو که پيروانش حماسه آفريدند، به علي (ع) بگو که شيعيانش قيامت به پا کردند و به حسين (ع) بگو که خونش در دل‌ها مي‌جوشد. بگو از آن خون‌ها سروها مي‌رويد و ظالمان سروها را مي‌برند اما باز هم سروها مي‌رويند.»

20- شهيد محمد حسين کاظمي محل تولد اصفهان به سال 1343، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«پروردگارا، جز شراب وصال تو چيز ديگري عطش مرا نمي‌کاهد و جز به ديدار تو چيزي ديگر عشق مرا خاموش نمي‌کند و جز ديدن رحمت تو در اين کار اشتياق مرا سير نمي‌سازد.»

[ یکشنبه 27 آذر1390 ] [ 16:36 ] [ عیسی قريشي ] [ ]


مردمی دیدم که خانه هایشان در پایین ترین سطح امنیت بود ولی چه باک؟!  دیش های

ماهواره بر در و دیوارشان خودنمایی میکرد!

محله ای دیدم که پشت بام خانه هایشان پر بود از دیش ماهواره و سفره هاشان خالی از نان.

سرزمینی دیدم که مردمانش فقر بی فرهنگی! را بیشتر از فقر مالی و فقر ایمانی و فقر فرهنگی حس 

میکردند.آنها میخواستند ماهواره داشته باشند تا فرهنگ !! را به خانه هایشان بیاورند.

آنها میخواهند به فرزندانشان ''در جستجوی پدر'' بودن را یاد بدهند.

شیرخواره هایشان را با برنامه های فارسی وان رشد دهند.

چرا قرآن؟چرا نهج البلاغه؟چرا شاهنامه؟

سفره ها خالی! مغزها تهی! قلبها ناآرام!... چه باک؟! ....پشت بام ها , پر , است.

رهایم کنید...میخواهم آزاد باشم...میخواهم برده باشم....میخواهم عروسک خیمه شب بازی باشم...

وقتی هویتی ندارم! سرزمینم پیشینه ی پرافتخار ندارد! وقتی راه زندگی را بلد نیستم و کسی هم به من نیاموخته ;

بگذار سفره ام خالی باشد..بگذار نفسم را امیر کنم...بگذار کتابهایی که میگویند انسان ساز است

برای خودش خاک بخورد...بگذار آنها زندگی را به من بیاموزند...بگذار آزاد باشم...آزادی یعنی برنامه

های

۲۴ ساعته و از همه نوع...

نگران نباش اگر دیش ها را جمع کردند.راحت ترین راه, بعضی فیلم های سیمای جمهوری اسلامی !

است.آنها را به جگرگوشه هامان نشان میدهیم...حرفهای رکیک را یاد میگیرند.مدهای جدید میبینند.

آدمهای زیبا میبینند.مصرف گرا بار می آیند و نهایتا چشمشان به صفحه ی تلویزیون سفید میشود!!

مغزم را خدا آفریده با همه ی قدرت و حکمتش...بگذار آن را مجانی در اختیار آنها قرار دهم.نمیخواهم  فکر کنم...رهایم کنید

رهایم کنید....میخواهم حیوان باشم.با قلاد ه ای ;که  آنها مرا,  احساساتم را  و افکارم را به راحتی

به هر سمت که خواستند ببرند......

                                                       ********

حضرت امیر( ع ) خطاب به فرزندشان محمد بن الحنفیه:

ای فرزندم! من از تهیدستی ,بر تو, ترسانم . از فقر, به خدا پناه ببر که همانا فقر ,دین انسان را ناقص

 و عقل را سرگردان میکند و عامل دشمنی است .


[ یکشنبه 27 آذر1390 ] [ 16:25 ] [ عیسی قريشي ] [ ]
 

 

 

 

[ یکشنبه 27 آذر1390 ] [ 16:25 ] [ عیسی قريشي ] [ ]
بازتاب گسترده شاهكار جنگ الكترونيك ايران
اهميت هواپيماي به غنيمت گرفته شده كه جز تجهيزات سري ارتش آمريكا بشمار مي رود به حدي است كه روزنامه وال استريت ژورنال پيش از اين از سه سناريوي مقامات آمريكايي براي اعزام كماندو به داخل خاك ايران براي خارج كردن يا انهدام اين هواپيما خبر داده بود.

"صراط"-موفقيت نيروهاي نظامي كشور در مراقبت كامل از آسمان ايران و شكار يك فروند هواپيماي جاسوسي فوق مدرن آمريكا بازتابهاي گسترده اي در رسانه هاي بيگانه داشته است.

‌بنابراين گزارش، شبکه خبری CBS آمریکا طی خبری ضمن نمايش تصاویر منتشر شده از تلویزیون ایران درباره هواپیمای پیشرفته جاسوسی به غنیمت گرفته شده گفت:اگر هواپیمای به نمايش در آمده در تلویزیون ایران همان هواپیمای "جانور قندهار" باشد،بدترین کابوس‌های های تحلیلگران اطلاعاتی به حقیقت خواهد پیوست.
 
این شبکه آمریکایی در ادامه با تاكيد بر سالم بودن اين هواپيما افزود: سالم بودن هواپيما این فرصت بزرگ را به ایران داده است تا فناوری های جمع آوری اطلاعات حساس را در اختیار بگیرد.
  
CBS در ادامه با اشاره به برخي اظهار نظرها درباره عدم توانايي ایران براي بازیابی اطلاعات جاسوسی از این RQ170 خاطر نشان كرد:این گمانه زنی ها به قبل از انتشار تصاویر اين هواپيما مربوط است در حاليكه اين تصاویر نشان می دهد هواپیما به طور گسترده ای سالم است.
 
از سوي ديگر "جو سیرینسیونه" عضو شورای روابط خارجی آمریکا در گفت و گو با اين شبکه خبری با تاكيد بر پيشرفته بودن هواپیماهای به غنيمت گرفته شده تصريح كرد: دستیابی به فناوری این هواپیما، به اضافه دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده از سامانه های آن يك شکست جدی برای  امنیت ملی آمریکا به شمار مي رود.
بر اساس اين گزارش موفقيت نيروهاي نظامي كشورمان در شكار RQ170 به غنيمت گرفته شده در رسانه هاي صهيونيستي نيز بازتاب گشترده ايي داشته است.
در همين زمينه روزنامه صهیونیستی "ها آرتص" ‌نوشت:یک روز پس از ابراز نگراني مقامات آمریکایی پيرامون امكان دستیابی ایران به اطلاعات طبقه بندی شده هواپيماي به غنيمت گرفته شده، ایران روز پنجشنبه تصاویر هواپیمای جاسوسی سرنگون شده آمریکایی  را منتشر کرد.
 
هاآرتص افزود:پیش از اين برخی کارشناسان آمریکایی اعلام کرده بودند که حتی اگر ایران به این هواپیمای سرنگون شده دست یابد، بهره کمی از آن خواهد برد زيرا احتمالا این هواپیما از ارتفاع بالایی سرنگون شده است و لاشه آن قطعه قطعه شده است.
BBC تلويزيون دولتي انگلستان نيز در خبري پيرامون انتشار تصاویر هواپیمای جاسوسی به غنیمت گرفته شده گفت:تصاویر تلويزيون ايران نشان می دهد که هواپیمای جاسوسی پیشرفته RQ170 آمریکا آسیبی ندیده است.
   
گفتني است اهميت هواپيماي به غنيمت گرفته شده كه جز تجهيزات سري ارتش آمريكا بشمار مي رود به حدي است كه روزنامه وال استريت ژورنال در خبري از سه سناريوي مقامات آمريكايي براي اعزام كماندو به داخل خاك ايران براي خارج كردن يا انهدام اين هواپيما خبر داده بود كه البته به نوشته اين روزنامه ترس آمريكايي ها از درگيري احتمالي با نيروهاي نظامي ايران اجراي هر سه سناريو را منتفي كرد.
[ شنبه 19 آذر1390 ] [ 14:42 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

به نام خدا

سلام خدای خوب و مهربان.از همه نعمتهایت سپاسگذار و ممنونم.ای خدای مهربان.

سلام بر حسین(ع).سلام بر لب تشنه علی اصغر.سلام بر حضرت قاسم و سلام بر علی اکبر.و سلام بر حضرت عباس (ع) و سلام بر عمه سادات حضرت زینب علیه السلام.و سلام بر عاشقان حسین.و سلام بر صبر کنندگان.عزیزان امروز روز علی اصغر بود.روز طفل شیرخواره اقا امام حسین(ع).می خواهم از طفلی شش ماهه بگویم.به زبان پدر و مادرش.

رباب:حسین جان.امروز علی اصغر آرام نمی گیرد.شیرهم نمی خورد هرکاری می کنم نمی توانم اورا آرام نمایم زیرا او تشنه است .لبهایش ازتشنگی خشک شده است.روی دستانم دارد پر می زند.بیا این طفل را بگیر و ببر سیراب نما.آقا حسین: علی اصغر را روی دست گرفته است و می گوید این طفل را ببرید سیراب نمائید به من برگردانید.آن یزیدیان سنگدل و بی رحم آن طفل را سیراب که ننمودند گلوی ان را نشانه گرفتند توسط حرمله سنگدل نشانه گرفته شد با خون علی اصغر روی عبای پدر نوشته شد بابا جان!من به جدم پیوستم منم رفتم خداحافظ.آقا حسین(ع) بچه را به طرف آسمان گرفت و گفت خدایا این را به تو هدیه کردم و خون آن در راه تو به زمین ریخته شد .و به طرف خیمه روانه شد در بین راه با فرزندش علی اصغر و با خدای خود حرف می زد خدایا چگونه به خیمه روم ؟ جواب مادرش رباب را چه دهم ؟او علی اصغر را داده بود سیراب نمایم اکنون جسمی بی جان تحویلش دهم؟ عزیزم علی اصغرم چرا آرامی؟چرا با بابا سخن نمی گویی؟چرا با آن چشمان قشنگت بابا را نگاه نمی نمایی؟بابا جان چگونه به خیمه روم در حالیکه خواهرت رقیه و سکینه و مادرت و عمه ات زینب و اهلبیت چشم انتظارند خدانبخشد یزیدیان را که فرزندم را سیراب نکردند! چگونه قلب سنگشان گلوی تورا نشانه گرفتند؟! آقا امام حسین پشت خیمه رفتند و شروع کردند به کندن زمین که علی اصغر را در آن گذارد که ناگهان رباب متوجه شد به طرف آقا امام حسین شتابان دوید.حسین جان! علی اصغرم چه شد؟چرا فرزندم آرام است؟چرا صدا نمی دهد؟آقا حسین جواب دادند که او به جدش رسول خدا پیوست.اون امانتی بود نزد من و شما.اورا به خدا برگرداندیم. رباب علی اصغر را در بغل گرفت آنقدر گریه کرد و ناله کرد که ندا آمد یا حسین فرزند را ازمادرش جدانما که اکنون لحظه دیگر مادر هم جان می دهد.آقا حسین یکمرتبه متوجه خاطره شهادت مادرش شد.آری آقا امام حسین رباب را دلداری داد و اهلبیت را به صبر سفارش داد .

خدایا رباب از شیر نخورده علی اصغر بگرید یا شهادت علی اصغر.خدایا تو شاهد بودی که چه حالی داشتند..ای کسانیکه بچه ندارید یک علی اصغر از علی اصغر امام حسین بخواهید که واسطه شود خدا بهتان بدهد و ای جوانان دختر و پسر ازدواج نمائید و خدا به شما علی اصغر دهد. و اما گوش نمائید از رباب کنار گهواره خالی:

ای اصغر شیرین سخن لای لای لای

ای فرزند عزیز من لای لای لای

اصغر بخواب به خواب ناز لای لای لای

رود اصغرم رود اصغرم لای لای لای

تاج سرم تاج سرم لای لای لای

گهواره شد تابوت تو لای لای لای

خون گلو شد قوت تو لای لای لای

ای اصغر شیرین زبان لای لای لای

رود اصغرم رودا صغرم لای لای لای

ای طفلک نخورده شیر لای لای لای

قربان آن لب تشنگیت لای لای لای

تا که بگویم رود رود لای لای لای

بر سر زنم گویم سرود لای لای لای

پشت خیمه قبر تو است لای لای لای

مادر فدای تشنگیت لای لای لای

دلم دارد پرمی زند لای لای لای

ازهجرتو غم می خورد لای لای لای

دردانه عزیز من لای لای لای

ای اصغر شیرین من لای لای لای

کرببلا کرببلا لای لای لای

امروز شده صحن عزا لای لای لای

 

بیاییم دلهای خودمان را گره زنیم به دل رباب و علی اصغر و دعا نمائیم این گره محکمترشود و ازخدا بخواهیم که دلهای مارا و فکرهایمان را کربلایی کند.و برای شادی روح بلند علی اصغر حسین و همه شهیدان دشت کربلا و کربلای ایران صلوات و قرائت فاتحه.

[ پنجشنبه 10 آذر1390 ] [ 9:27 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

مشرق- مسجد کریستال که در پارک میراث اسلامی جزیره "وان من" در ترنگانو مالزی قرار دارد، بین سالهای 2006 – 2008 ساخته شده است. 

مردم محلی از معماری این مسجد ناراضی هستند و دولتمردان سعی در اقناع و راضی کردن آنها دارند. 

مردم مالایی سبک این مسجد را دارای شخصیتی چینی می دانند و نمی خواهند که در مسجد سازی از سبک های مسلمانان چینی تقلید کنند و دوست دارند که مساجدی را بیشتر با سبک های بومی خودشان داشته باشند.

یکی از وزرای مالزی می گوید که سبک این مسجد شخصیتی چینی دارد و مردم نباید نسبت به ساخت مساجدی با این سبک ها بدگمان باشند؛ بلکه باید تمرکز بیشتری بر آموزه های اسلامی داشته باشند.

مسجد کریستال توانسته است که به خوبی با محیط اطراف خود در محوطه سازی، بازی با آب و باغ سازی ترکیب شود و با محیط شهری خود هارمونی کامل داشته باشد.

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

نماهای شیشه ای به شفافیت و ظرافت طرح کمک کرده اند؛ هر چند که به نظر می رسد استفاده از مصالح سبک مانند شیشه، طرح را اندکی ناپایدار جلوه می دهد و با القای شکنندگی از ثبات و صلابت کافی بهره نخواهد برد. 

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

با وجود چنین ضعف هایی در نمای خارجی؛ معماری داخلی آن از قوام و صلابت بیشتری برخودار بوده و اثر معمارانه تری را معرفی می کند. چنانچه در محل محراب و شبستان اصلی آن، محیطی رویایی را در فضای معنوی مسجد با نقوش اسلیمی و تذهیب و استعاره هایی از صفات خداوند با خطوط کوفی ترسیم می کند.

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

یکی از اشتباهاتی که در طراحی این مسجد رخ داده، خودنمایی بیش از حد ساختمان و برونگرایی مسجد است؛ چنانچه مسئولان امر تلاش خود را بر توریستی کردن این مسجد معطوف داشته اند و ساخت آن را با دیدی توریستی و اقتصادی دنبال کرده اند. 


مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

این درحالی است که مسجد باید پیش از هر چیز و بیش از همه، محیطی مناسب را برای خلوت کردن با خداوند فراهم کند نه آنکه جلوتی را برای خودنمایی نفس مهیا کند. این تفاوت ساخت یک مسجد درونگرا و یک مسجد برونگراست.

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

پس از بلوغ معماری و عبور از مساجد اولیه صدر اسلام، مساجد حیاط مركزی با ابتكار عمل معماران مسلمان ایرانی و با الهام از قالب معماری چهارایوانی كاخ آشور شكل گرفت، تا معماری درونگرای مساجد به صورت یك اصل بر بنیان های فكری معماری اسلامی تعریف شود. البته باید درنظر داشت كه عموما حیاط مركزی در اقلیم های گرم و مرطوب، و سرد و كوهستانی به كار برده می شود و در اقلیم مالزی كه هوای مرطوبی دارد، می تواند فرم دیگری به خود بگیرد، بدون آنكه به سمت یك مسجد برونگرا حركت كند. 

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

مسجد کریستال در ترنگانو مالزی

از سوی دیگر اقلیم و جزیره ای بودن زیست بوم مالزی امكان و یا محدودیت طراحی مسجد بر روی آب را فراهم كرده است. از لحاظ معماری محوطه، استفاده از آبنما ها در ورودی و استقرار بنا به صورت كلی بر روی آب دو حس را توامان داراست. نخست آنكه فرد مسلمان كه آب را منشا طهارت می داند، با عبور از روی آب احساس پاكی و طهارت می یابد و برای حضور قلب خود را مهیا می كند. در وهله دوم ایجاد بنایی بر روی آب، تداعی بی ثباتی و بی قراری را می كند و همانند نمای شیشه ای گنبدها و مناره ها، به احساس بی دوامی و ناپایداری طرح می افزاید.

ساخت مساجد در معماری اسلامی، از ظرافت خاصی برخوردار است و خصوصا با تنوع مصالحی كه در روزگار تكنولوژیك به دست هنرمندان مسلمان می رسد؛ غفلت از معانی فرم ها و القائات مصالح ساختمانی ممكن است به نادیده انگاشتن بنیان های معماری اسلامی منجر شود. 

از سوی دیگر، ظواهر فریبای دنیای مادی نباید به غفلت هنرمندان معمار از باطن معماری مساجد و مقدمه آن كه تزكیه نفس هنرمندان است منتهی شود. چنانچه معمار ایرانی در فرایند طراحی خود، زمینه هایی را برای تهذیب نفس و دست یابی به حالات عرفانی در نظر می گرفته  و با بهره گیری از پیچیده ترین فنون علمی معماری،جسم و روح بنای مسجد را در كامل ترین وجه، مصنوع سرپنجه خود می ساختند. 

نگارش: ابراهیم ارجمندی
[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 12:12 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

سلام بسیجی

سلام بر تو که مروارید خاطرات همیشه زنده شهامت و استواری را در صدف جانت پرورانده ای

 عشق الهیت را  ، قلب آسمانیت را  می ستایم  و از خداوند می خواهم که فرزندان این مرز همیشه سربلند پاسدار خوبی برای ارزشها یی باشند که تو پایدار ساختی

هفته بسیج بر بسیجیان همیشه بیدار مبارک




[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 10:52 ] [ عیسی قريشي ] [ ]


عرفه سال 60 هجری و اینجا مکه است.



کاروان حج هم دیگر تکمیل شده. کوچکترین مسافر قافله نیز چند ماهی است به خانواده اضافه شده و توفیق زیارت خانه خدا را در پنجمین ماه عمر کوتاهش بدست آورده....
بنی هاشم و بقیه نیز همه جمعند و آخرین زیارت خانه خدا را می خواهند بروند.
لبیک اللهم لبیک.... اما چرا حج نیمه تمام ماند؟!!
حسین(ع) را چه شده؟ مگر نباید روز عید قربانی کند؟ پس زینب (س) به کجا می رود؟ سعی صفا و مروه اش چه شد؟ عباس(ع) چه می کند؟ جمرات را که رمی نکرده؟ ما بقی اعمال حج چه می شود؟ گویی حسین(ع) می گوید: صبر کن! صبر کن، تا قربانی به مسلخ بردن مرا ببینی. می خواهم تأسی به جد بزرگم، ابراهیم خلیل کنم و اسماعیلم (و نه یک اسماعیل) را قربانی کنم. (اسماعیل و اکبر و اصغر همه قربانند، اما این کجاو آن کجا!!) عباس می گوید: همه به نماد ابلیس سنگ می زنند، ولی همراه ما بیا و رمی جمرات ما را با خود ابلیس نماها مشاهده کن. بیا و ببین چگونه نه سه جا، بلکه قدم به قدم تا نینوا و بعد از آن هم تا مقر ابلیس در شام، بینی شیطان را به خاک می مالیم. زینب (س) هم – هر چند که همه حواسش فقط و فقط به حسین (ع) است – ولی جوابت را می دهدکه: چند منزل همراهی مان کن تا ببینی نه هفت بار، بلکه هفتاد بار و بیشتر، نه بین صفا و مروه، بلکه بین خیمه گاه و قتلگاه، نه سعی بلکه هروله می کنم. فقط چند منزل دیگر تامل کنید تا معنای حج واقعی را بفهمید و بدانید که حج فقط دور کعبه گشتن و قربانی و رمی جمرات است ، یا .....؟


کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست


التماس دعا در این روز عزیز

[ شنبه 14 آبان1390 ] [ 15:43 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

[ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 16:27 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

[ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 16:24 ] [ عیسی قريشي ] [ ]
[ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 12:2 ] [ عیسی قريشي ] [ ]
 
مقدمه

ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مراحل مهم زندگی هر انسانی است که در سیر تکاملی و رشد شخصیتی خود از آن گذر خواهد کرد. با ازدواج، مسئولیت فرد دیگری هم متوجه انسان شده و سعادت و خوشبختی او به زندگی انسان گره می خورد، ضمن اینکه مسئولیت سنگین تربیت نیز برعهده دوزوج خواهد بود که هر گونه فرزندانشان را تربیت کنند آنها نیز موجب خوشبختی دیگری و فرزندان خودشان می شوند. به همین صورت می بینید که زندگی گروه عظیمی از انسانها به یک ازدواج و تشکیل خانواده گره خورده است. البته جامعه هم از همین خانواده های شبکه ای تشکیل شده که سعادت جامعه به همین خانواده ها بستگی دارد.

تصویر بزرگ

از این جهت لازم است توجه جدی به تمام مراحل ازدواج و تشکیل خانواده داشته باشیم. در این مقاله برآنیم تا بحثهای متعددی که یک جوان برای تشکیل خانواده باید بداند را مطرح کرده و با کمک منابع دینی به پاسخهای مناسب دست یابیم. چه زمانی باید به تشکیل خانواده اقدام نمود؟ در تشکیل خانواده باید به چه معیارهایی توجه کرد؟ بعد از ازدواج چگونه باید به زندگی نظم داد؟ رفتار در مراحل مختلف زندگی در مواجهه با ناملایمتی ها چگونه است؟ و بسیاری از سوالات دیگر نیاز به آموزش برای جوان وجود دارد.

شخصی که با آموزشهای مناسب اقدام به مراحل مختلف تشکیل خانواده می کند می تواند به بهترین موفقیتها دست یابد. چنانکه از علل برخی طلاق ها برمی آید حتی ناآگاهی زوجین از چگونگی روابط زناشویی موجب این امر که تلخترین حلال الهی است شده تا چه برسد به اینکه ناآگاهی از چگونگی رفتار و ابراز محبت سبب طلاقها باشد. آموزش چگونگی رفتار با همسر و خانواده او، آموزش مسائل زناشویی، آموزش تربیت فرزند و آموزشهای دیگر در مورد تشکیل خانواده باید در دستگاه های آموزشی کشور ما نهادینه شود تا جامعه ای سالم و بری از آسیبهای اجتماعی داشته باشیم.

ازدواج، برای چه؟

همانطور که می دانیم سعادت انسان به سیر تکاملی او در عبودیت الهی بستگی دارد که هدف خلقت انسان ذکر شده « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»(ذاریات/56). انسان در هر مرحله ای از زندگی اش با رویکردهای گوناگون این عبودیت را طی می کند. تا کودک است دنیا را با بازی کردن می شناسد، با شروع نوجوانی و دوران بلوغ خواسته ها و نیازهای دیگری در او پیدا می شود و سوالاتی در مورد عالم معنا دارد و شاید به همین خاطر باشد که تکالیف شرعی از این موقع براو واجب می شود. با شروع جوانی و شور و تلاش آن، با واقعیت های دنیا و سختی ها و خوشی ها آن آشنا شده و با اتکای بیشتر به خود و استقلال طلبی از سوی دیگران به گذر زندگی می پردازد. یکی از نیازهای جدی هر انسانی که در دوران جوانی به اوج خود می رسد نیاز جنسی است که خداوند متعال این نیاز را یک سائق قوی برای تشکیل خانواده قرار داده که بدنبال آن شرایط جدیدی در زندگی بوجود می آید و می توان ادعا کرد پذیرش مسئولیت تشکیل خانواده یکی از مراحل جدی در سیرتکاملی انسان است. چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: « من تزوّج فقد استکمل نصف الإیمان فلیتّق اللَّه فی النّصف الباقی‏» (نهج الفصاحه، ص754)(کسی که ازدواج می کند نصف دینش کامل شده پس در باقی آن تقوا داشته باشد.)

ازدواج سبب خویشتن داری طرفین در افعال و کردارشان می شود و شخص با پذیرش این مسئولیت خود را در نقش جدیدی می یابد که نه تنها گناه از چشم او می افتد بلکه خود را متعلق به پایگاهی می داند که گناه سبب متزلزل شدن آن می شود. ازدواج نه تنها نصف دین را کامل کرده بلکه مقدمه ای برای رعایت تقوا در بقیه دین می شود. یک انسان با ایمان نمی تواند لقمه حرام برای خانواده اش تهیه کند زیرا خود را متعهد به خانواده می بیند. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
« مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَلْقَى اللَّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَاهُ بِزَوْجَتِه‏»(النوادر، ص12)( هر کس مى‏خواهد خداوند را در حالى ملاقات کند، که پاکیزه و پاک از گناه باشد، پس باید با همسر خویش به ملاقات خدا برود.) در این روایت نهایت زیبایی و کارکرد ازدواج در سیر و سلوک معنوی انسان بیان شده است. از این روایت برمی آید که زوجین موجب پاکی یکدیگر از زشتیها و گناه ها می شوند و در حقیقت ازدواج موجب یک جهش معنوی در زندگی عارفانه انسان می شود.
 

قرآن کریم نیز ازدواج را با هدف خلقت تبیین می کند و می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون‏»(روم/21) (و از نشانه‏هاى قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانى آفرید. تا به ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستى و مهربانى نهاد. در این عبرتهایى است براى مردمى که تفکر مى‏کنند.) همانطور که آیه به هدفدار بودن خلقت اشاره می کند که «خلق لکم» آرامش جسمی و روانی را هدف ازدواج می داند پس آرامش حاصل از ازدواج همان زمینه سیر تکاملی روح است. البته این آرامش وقتی حاصل می شود و پایدار می ماند که بین دو فرد مودت و رحمت برقرار شود که طبق نص صریح آیه، این مودت و رحمت از سوی خداوند متعال بین دو زوج قرار می گیرد.

علامه طباطبایی در شرح مودت و رحمت اینچنین می نویسد: «کلمه "مودت" تقریبا به معناى محبتى است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودت به محبت نسبت خضوع است به خشوع، چون خضوع آن خشوعى را گویند که در مقام عمل اثرش هویدا شود، به خلاف خشوع که به معناى نوعى تاثر نفسانى است، که از مشاهده عظمت و کبریایى در دل پدید مى‏آید.

و" رحمت"، به معناى نوعى تاثیر نفسانى است، که از مشاهده محرومیت محرومى که کمالى را ندارد، و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید مى‏آید، و صاحبدل را وادار مى‏کند به اینکه در مقام برآید و او را از محرومیت نجات داده و نقصش را رفع کند.» (ترجمه المیزان، ج‏16 ص250) رحمت را خداوند در بین زن و شوهر قرار می دهد تا نقص یکدیگر را در جسم و روح برطرف کنند و به طورى که از سیاق برمى‏آید مراد از" مودت و رحمت" در آیه همان مودت و رحمت خانوادگى است، هر چند که اطلاق آیه شامل جامعه هم می شود.

 

منبع :    سایت فرهنگ انقلاب اسلامی      (www.Farhangnews.ir)

 

[ شنبه 7 آبان1390 ] [ 15:58 ] [ عیسی قريشي ] [ ]

سلام ما به رخ انور امام جواد            درود ما، به تن اطهر امام جواد

غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود    كسى به وادى غم، ياور امام جواد


[ سه شنبه 3 آبان1390 ] [ 9:41 ] [ عیسی قريشي ] [ ]
درباره وبلاگ

مذهبی
امکانات وب

پایگاه بسیج امام جعفر صادق (ع) و هیئت علی اصغر (ع) نخل ناخدا



*

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب



 گروه سایبرے مهندس میرزابیگی
دریـــــافــت کـــــد

MP3 لینک دانلود
طراح قالب
ثامن تـــم