|
ابوالفضل پسری از خطه نیلگون خلیج فارس با دلی به وسعت دریا
|
[ چهارشنبه 3 خرداد1391 ] [ 9:30 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ چهارشنبه 3 خرداد1391 ] [ 9:15 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
احمق ها نفهمیدند با توهین به انقلاب اسلامی و رهبر گرانقدرش - در کنار توهین به امام هادی و امام زمان علیه السلام – مهر تاییدی زدند بر صراط مستقیم این انقلاب و این رهبر .
متوکل چون فتح بن خاقان را به وزارت منصوب کرد ، امر نمود که همه بزرگان در رکاب او و فتح بن خاقان پیاده راه روند . راوی می گوید : حضرت هادی علیه السلام را دیدم که در آن هوای گرم پیاده می رود . به ایشان گفتم : نباید شما را به چنین کاری وا دارند . حضرت فرمودند : اینها قصدشان از این کار استخفاف من است ؛ ولی نمیدانند که من از ناقه صالح کمتر نیستم . راوی گوید : این جمله را نزد بزرگی گفتم . او گفت : متوکل بیش از سه روز زنده نیست ؛ زیرا خداوند درباره قوم صالح می فرماید "چون ناقه را پی کردند ، بیش از سه روز زندگی نکردند ." + سه روز تمام نشده بود که منتصر عباسی (پسر متوکل) با چند نفر از غلامان خود وارد جلسه متوکل شدند و فتح بن خاقان را با متوکل پاره پاره کردند .
منبع : جلاء العیون شبر ج3ص122 نقل از سید بن طاووس در المهج – بحارالانوار ج11ص113(چاپ سنگی) . به نقل از کتاب زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام آیت الله مظاهری .
یک جان که بیشتر نداریم ؛ این هم نذر امام هادی...(آقا جان بپذیر)
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 11:23 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 16:24 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
![]() ... آن روزها كه مرا در حرا با خدا خلوتی دوست داشتنی بود، جبرئیل؛ این قاصد میان عاشق و معشوق، این رابط میان عابد و معبود، این ملك خوب و پاك و صمیمی، این امین رازهای من و پیامهای خداوند، پیام آورد كه معبود، چهل شبانه روز تو را میخواند، یك خلوت مدام چهل روزه از تو میطلبد... و من كه جان میسپردم به پیامهای الهی و آتش اشتیاقم زبانه میكشید بادم خداوندی، انگار خدا با همه بزرگیاش از آن من شده باشد، بال درآوردم و جانم را در التهاب آن پیام عاشقانه گداختم. آری، جز خدا و جبرئیل و شوی تو كسی چه میدانست حرا یعنی چه؟ كسی چه میداند خلوت با خدا یعنی چه؟ اما... اما كسی بود در این دنیا كه بسیار دوستش میداشتم- خدا همیشه دوستش بدارد- دل نازكش را نمیتوانستم نگران و آزرده ی خویش ببینم. افطار
آن شب از بهشت برایم به ارمغان آمده بود، طرفهای غروب جبرئیل، آن ملك
نازنین خداوند، با طبقی در دست، آمد و كنار نشست. سلام حیات آفرین خدا را
به من رساند و گفت كه افطار این آخرین روز دیدار را، محبوب جل و علا- از
بهشت برایت هدیه كرده است. همان كه در وقت بی پناهی پناهم شد و در وقت تنگدستی، گشایشم و در سرمای سوزنده ی تكذیب دشمنان، تن پوش تصدیقم؛ مادرت خدیجه. خدا هم نمیخواست او را در دل نگران و مشوش ببیند. در آن پیام شیرین، در آن دعوت زلال، آمده بود كه این چهل روز مفارقت از خدیجه را برایش پیغام كنم. و كردم، عمار، آن صحابی وفادار را گسیل كردم: "جان من! خدیجه! دوریام از تو، نه بواسطه ی كراهت و عداوت و اندوه است، خدا تو را دوست دارد و من نیز، خدا هر روز، بارها و بارها، تو را به رخ ملائكه خویش میكشد، به تو مباهات میكند و... من نیز. این دیدار چهل روزه ی من با آفریدگار و... ضمنا فراق تو، هم فرمان اوست. این چهل شبانه روز را تاب بیاور، آرام و قرار داشته باش و در خانه را به روی هیچكس نگشای." من چهل افطار در خانه ی فاطمه بنت اسد میگشایم تا وعده ی الهی سرآید و دیدار تازه گردد.« پیام كه به مادرت خدیجه رسید، اشك در چشمهایش حلقه زد و آن حلقه بر در چشمها ماند تا من در شام چهلم، حلقه از دربرداشتم و وقتی صدای دلنشین خدیجه از پشت پنجره انتظار برآمد كه: - كیست كوبنده ی دری كه جز محمد (صلیاللهعلیهوآله) شایسته كوفتن آن نیست؟ گفتم: -محمدم. دخترم! شادی و شعفی كه از این دیدار در دل مادرت پدید آمد، در چشمایش درخششی آشكار میگرفت. افطار آن شب از بهشت برایم به ارمغان آمده بود، طرفهای غروب جبرئیل، آن ملك نازنین خداوند، با طبقی در دست، آمد و كنار نشست. سلام حیات آفرین خدا را به من رساند و گفت كه افطار این آخرین روز دیدار را، محبوب جل و علا- از بهشت برایت هدیه كرده است. در پی او میكائیل و اسرافیل هم آمدند- خدا ارج و قربشان را افزون كند- جبرئیل با ظرفی كه از بهشت آورده بود، آب بر دست هایم میریخت، میكائیل شستشویشان میداد و اسرافیل با حوله لطیفی كه از بهشت همراهش كرده بودند، اب از دستهایم میسترد. ببین دخترم! جان پدرت به فدایت كه همه ی مقدمات ولادت تو قدم به قدم از بهشت تكوین مییافت. این را هم بازبگویم كه تو اولین كسی هستی كه به بهشت وارد میشوی. تویی كه بهشت را برای بهشتیان افتتاح میكنی... یك بار عایشه گفت: چرا اینقدر فاطمه را میبویی؟ چرا اینقدر فاطمه را میبوسی؟ چرا به هر دیدار فاطمه، تو جان دوباره میگیری؟ گفتم: » خموش! عایشه! فاطمه بهشت من است، فاطمه كوثر من است، من از فاطمه بوی بهشت میشنوم، فاطمه عین بهشت است، فاطمه جواز بهشت است، رضای من در گروی رضای فاطمه است، رضای خدا در گروی رضای فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست و رضای فاطمه بهشت خدا.« فاطمه جان! خاطر تو را نه فقط بدین خاطر میخواهم كه تو دختر منی، تو سیده ی زنان عالمیانی، تو برترین زن عالمی، خدا تو را چنین برگزیده است و خدا به تو چنین عشق میورزد. این را من از خودم نمیگویم، كدام حرف را من از جانب خودم گفته ام؟ آن شب كه به معراج رفته بودم، دیدم كه بر در بهشت به زیباترین خط نوشته است: خدایی جز خدای بی همتا نیست، محمد (صلیاللهعلیهوآله) پیامبر خداست. علی مشعوق خداست، فاطمه، حسن و حسین برگزیدگان خدا هستند و لعنت خدا بر آنان كه كینه ورز این عزیزان خدا باشند. .. آن روز كه من در خیمهای نشسته بودم و بر كمانی عربی تكیه كرده بودم یادت هست؟ تو و شوی گرامیات علی و دو نور چشمم حسن و حسین نشسته بودیم و من برای چندمین بار اعلام كردم كه: ای مسلمانان بدانید: هر كسی كه با اینان- یعنی با شما- در صلح و صفا باشد من با او در صلح و صفایم و هر كس با اینان- یعنی با شما- به جنگ برخیزد، من با او در ستیزم، من كسی را دوست دارم كه این عزیزان را دوست بدارد و دوست نمیدارند این عزیزان را مگر پاك طینتان و دشمن نمیدارند این عزیزان را مگر آلودگان و تردامنان"
منبع : سایت تبیان [ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 8:23 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
::
بررسی موبایل توسط امام زمان(عج) :: :: آگاهی امام زمان از محتویات زندگی ما و کوچکترین روابط با زوج مخالف ::
موبایل شیطانی یا موبایل الهی یکی از دلایلی که تصمیم گرفتیم تا سایت صراط رو راه اندازی کنیم و بصورت تخصصی روی نرم افزارها و برنامه های مذهبی و دینی کار کنیم ، هجوم ابزارها ، کلیپ ها و عکس های مبتذل فراوانی بود که در بسیاری از گوشی های موبایل و رایانه ها به صورت موج های طوفانی قصد نابودی جوانان و دوستان من و شما را دارند . ما باید به ولی عصر خودمان معرفت پیدا کنیم و ایشان را ناظر و آگاه بر تمامی امور ریز و درشت خود بدانیم . به عنوان مثال در روایتی آمده که امام صادق (علیه السلام) به یکی از شاگردانش که برای خانومی کلاس خصوصی و تدریس داشت ناراحتی خویش را نشان داد و وقتی شاگرد از حضرت دلیل ناراحتی ایشان را جویا میشود حضرت میفرمایند چرا با آن دختر فلان شوخی را کردی. (این شوخی شاید در حد یک جمله بیشتر نبوده اما از این روایات استفاده میشود که امام زمان علیه السلام بر تمامی اعمال و گفتار و افکار ما و کوچک ترین روابط ما با زوج مخالف آگاهی دارند و همچنبن از موبایل ها ، کامپیوتر ها ، بلوتوث ها و اس ام اس های ما
بطور کلی سه مدل گوشی بیشتر نداریم : ۱- گوشی که خالی از عکس ، کلیپ و اس ام اس های مبتذل است ( گوشی مومن) ۲- گوشی که پر از عکس و کلیپ و اس ام اس مبتذل است . ( گوشی کافر) ۳- گوشی که هم عکس ، فیلم و اس ام اس مبتذل دارد و هم مداحی و قرآن و … ( گوشی منافق)
گوشی مومن که موجب هدایتش میشه یا حد اقل موجب گمراهیش نمیشه گوشی کافر اون رو به گراهی و ظلالت میکشونه و آخرتش رو تباه میکنه گوشی منافق در دنیا و اخرت صاحبش را خار و ذلیل میکنه و موجب جاودانی اون در عذاب میشه .
نکته جالب :
این که گوشی منافق که هم عکس ، فیلم و اس ام اس مبتذل دارد و هم مداحی و
قرآن و … وضعش از کافر بدتر است چون تو سوره بقره وقتی خداوند شروع به
تعریف کافر و منافق میکنه دو آیه در تعریف و نکوهش کافر اومده (آیات ۶ و ۷)
ولی در تعریف و نکوهش منافق که بعد از همین آیات است بیش از ۱۰ آیه (آیات ۸
تا ۲۰) و یا به این دلیل که کافر یک رو هست و میگه با با خدا کاری نداریم و
بردگی شیطان رو به بندگی خدا ترجیح میدیم ولی منافق به مومن میگه با شما
هستم و به کافر هم میگه با شما هستم .
یکی دیگر از گناهان ما نشر و انتشار شایعات است . خداوند در ضمن آیهای میفرماید: «وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (۱) و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد. آیه فوق درسی برای انسانسازی است که گفتار و کردار انسان باید آگاهانه و مسئولانه باشد و تنها از دانش و آگاهى پیروى شود نه پندارها و بافتهها و هواهای نفس؛ که بدعاقبتی برای انسان به همراه میآورد. این آیه شریفه عمومیت دارد و هرگونه گفتار، کردار، نوشتار و حرکتی را که بر اساس دانش و آگاهى نباشد، همه را شامل مىشود و منظور این است که تنها آنچه را که مىدانى درست است بیان کن، و تنها از آنچه یقین دارى حقیقت دارد پیروى کن، و جز آنچه را که به درستى آن ایمان و یقین ندارى نگو و انجام نده و پیروى منما. وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق
جلوه دهیم.
برخی با استدلال به این آیه معتقدند که عمل به خبر واحد و نیز اعتماد و عمل به قیاس درست نیست، چرا که قرآن از پیروى آنچه انسان به آن یقین ندارد و به راستى و درستى آن آگاه نیست، نهى فرموده است، چرا که: اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولاً. به راستى که گوش از آنچه شنیده، چشم از آنچه دیده و دل از آنچه خواسته، بازخواست خواهد شد. به بیان دیگر، همه صاحبان گوش و دل و چشم مسئولند و در برابر کارهایى که به وسیله این ابزارهاى شناخت و این نعمتهاى گران خدا انجام مىدهند پرسش خواهند شد. به باور برخى، خود این اعضا و این ابزارهاى شناخت مسئولند و از خود آنها پرسش مىشود. (۲) نظر علامه طباطبایی(ره) در مورد این آیه اینست که می توان برای معنا کردن آیه، جمله را اینگونه برگرداند که: “لا تقف ما لیس لک به علم فانه محفوظ علیک فى سمعک و بصرک و فؤادک؛ پیروى مکن چیزى را که علم به صحتش ندارى زیرا گوش و چشم و دل تو، علیه تو شهادت خواهند داد. پس آیه شریفه از اقدام بر هر امرى که علم به آن نداریم نهى مىفرماید، چه این که اعتقاد ما جهل باشد و یا عملى باشد که نسبت به جواز آن و وجه صحتش جاهل باشیم، و چه این که ترتیب اثر به گفتهاى داده که علم به درستى آن گفتار نداشته باشد. چرا که خداوند متعال از گوش و چشم و قلب سوال مىکند؛ از آیه شریفه “الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ”؛ برمىآید که اعضاء و جوارح آدمى، همه به سخن مىآیند. چه در آن عقاید و اعمالى که پیروى از علم شده باشد، و چه در آنها که پیروى غیرعلمی شده باشد.(۳) شایعهپراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال
یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع
میکروب شایعه در این عصر شناخته شدهاند.
در تایید این مبحث، رسول خدا(صلى الله علیه و آله) میفرماید: لا یزول قدم عبد یوم القیامة بین یدی الله عزّ و جلّ حتى یسأله عن اربع خصال: عمرک فیما افنیته، و جسدک فیما ابلیته، و مالک من این کسبته و این وضعته، و عن حبّنا اهل البیت(۴) ؛ در روز قیامت هیچ بندهاى در حضور پروردگار گامى به سوى بهشت برنمیدارد تا از چهار چیز مورد بازخواست و سوال قرار گیرد؛ خدا از او مىپرسد: ۱- عمرت را در چه راه و کارى سپرى کردى؟ ۲- جسم و نیروهاى آن را چگونه و در خدمت چه هدفهایى فرسوده ساختى؟ ۳- ثروت و دارایى خویش را از کدامین راه گردآورى و کجا هزینه نمودى؟ ۴- از محبت ما خاندان رسالت مىپرسند. حال که به اهمیت موضوع پی بردیم و دانستیم که در مقابل تک تک اعمالمان مسئول هستیم و معنای آیه شریفه را متوجه شدیم؛ به ذکر یک بیماری اساسی در جامعهمان میپردازم. شایعهسازی و شایعهپراکنی یکی از شایعترین بیماریها در جوامع است. البته نه این که بیماری خاص جوامع امروزی باشد؛ نه بلکه این بیماری قدمت بسیار دارد ولی در این عصر نحوه انتشارش تغییر یافته است. حال من تاریخ را ورق میزنم و به صفحات گذشته آن میرسم. به زمان حضرت علی(علیهالسلام). عجب وقایع تلخی دیده میشود، با مطالعه آنها از مظلومیت امیرالمومنین(علیهالسلام) دلم به درد میآید و بغض گلویم را میفشارد. در آن عصر آنقدر در مورد شخصیت والای حضرت شایعهپراکنی کردند و آنقدر در مورد ایشان تبلیغات سوء نمودند که وقتی حضرت در محراب نماز، ضربهای بر فرق مبارکشان وارد شد و به واسطه آن به شهادت رسیدند و خبر منتشر شد؛ مردم گفتند که مگر علی نماز هم میخواند؟! حال ببینید در مورد امامی که عبادتش مشهور بود و مناجاتهایش زبانزد، چه گفتند. این حرف در اثر شایعاتی بوده که این مطلب را در اذهان مردم ایجاد کرده بود. آیا وقتی به شما
پیامکی میرسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار
میدهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال میکنید؟
وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم. خدای متعال در آیه کریمه فوق با صراحت اعلام میدارد که در مورد چیزی که علم و یقین ندارید سخن نگویید و در آن مقطع توقف کنید؛ چرا که تک تک اعضاء ما مسئول و پاسخگو هستند. حال از شما میپرسم که انصافا ما چقدر به این آیه پایبند بودهایم؟! چقدر مراقب سخنان و اعمال خود بودهایم؟! چقدر دقت داشتهایم حرفی را که به آن اطمینان نداریم، جایی مطرح نکنیم؟! در بالا به این نکته اشاره کردیم که شایعهپراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شدهاند. ما مخالفتی با علم و پیشرفت نداریم ولی با استفاده نادرست از ابزار، سخت مخالفیم که این مخالفت سلیقه شخصی نیست بلکه الهام گرفته از دستورات الهی است. آیا وقتی به شما پیامکی میرسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار میدهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال میکنید؟ در ضمن صحت و سقم خبر یا مطلب که جای خود دارد که از شروط خبررسانی است، اما گاهی خبر صحت دارد اما نباید برای حفظ آبروی افراد، آن را انتشار داد. چقدر در ارسال پیامکها به این نکات توجه میکنیم؟! آیا هیچ به این موضوع توجه کردهایم که چه بسیار دروغها، تهمتها، غیبتها را از طریق پیامک منتشر کردهایم؟! آیا به این موضوع دقت داشتهایم که از طریق پیامک چقدر دیگران و لهجههای مختلف را تمسخر کردهایم؟! آیا هیچ به این موضوع توجه کردهایم که چه بسیار دروغها، تهمتها،
غیبتها را از طریق پیامک منتشر کردهایم؟!
در اینجا یک سوال اساسی از شما میپرسم لطف کنید و با خود صادق باشید، سپس پاسخ دهید: فرض کنید به محضر امام زمان(عج)، – همانی که منتظر ظهورش هستید- رسیدهاید و امام قصد بررسی گوشی موبایل شما را دارند. آیا به راحتی و بدون دلهره گوشی موبایل را تقدیم ایشان میکنید؟ و یا با ترس و دلهره که نکند امام آن فیلم غیراخلاقی را ببیند، نکند آن عکس را ببیند، و یا آن متن نادرست پیامک را بخواند و هزار نکند دیگر …، گوشی را به امام میدهید؟! لازم به ذکر است که گرچه امام زمان(عج) به طور مستقیم گوشی ما را بررسی نمیکنند اما یقینا از محتویات گوشی، وبلاگ و ایمیل ما مطلع هستند. آیا از این موضوع شرمنده میشویم و یا سربلند و مورد رضایت اماممان هستیم؟ اگر تا به حال اینگونه نبوده است، هنوز دیر نشده. برای شروع تمام محتویات گوشی خود را بررسی کنیم و هر آنچه را که فکر میکنیم غیر شرعی است و باعث نارضایتی امام زمان(علیهالسلام) میشود را از گوشی حذف کنیم. در مرحله بعد با امام زمان(عج) عهد ببندیم که هر پیامکی به دستمان رسید را بدون بررسی برای کسی ارسال نکنیم. در سومین گام از اشتباهات گذشته در این زمینه توبه کنیم و به خدا قول دهیم که دیگر تکرار نکنیم. امیدوارم که خداوند توبه ما را پذیرا باشد. بیاییم از نعمتهایی که خداوند در اختیار ما قرار داده درست استفاده کنیم تا در دنیا، دچار نبود آنها نشویم و در قیامت مستوجب عذاب الهی نشویم .
پینوشتها: ۱- الاسراء، ۳۶ . ۲- برگرفته از تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ذیل تفسیر آیه . ۳- برگرفته از تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه شریفه . ۴- مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی شاهرودی، ج ۴ عربی، ص ۵۳ . [ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ] [ 16:42 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
به حضرت زهرا علیه السلام متوسل شدم چند شب پیش از عملیات، شهید احمد جولاییان همراه با یکی از دوستانش برای انجام آخرین شناسایی به محور دشمن رفته بود. درست در همان محوری که قرار بود امشب در آن عملیات اجرا شود. در حالی که نهر ابوعقاب پر از موانع بود، احمد و دوستانش خیلی آرام و با احتیاط وارد نهر شدند و به هر زحمتی که بود از موانع عبور کردند و خود را به عمق دشمن رساندند. سنگرهای کمین عراقیها را شناسایی کردند و پس از شناسایی کامل در حال برگشت، هر دو در سیمهای خاردار و لابهلای موانع گیر کردند. اسلحه کلاشی که پشت سرشان بود و برای احتیاط برده بودند، طوری در سیمهای خاردار گیر کرده بود که حتی نمیتوانستند تکان بخورند. در آن ساعت، آب جزر شده بود، با دشمن نیز بیش از چند متر فاصله نداشتند. هرقدر تلاش کردند که خود را رها کنند، نتوانستند. دریافتند که لحظه موعود فرا رسید، راه بازگشتی نیست. در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، یکدیگر را در آغوش گرفتند و حلالیت طلبیدند. آن روزها ایام فاطمیه بود، به حضرت زهرا(س) متوسل شدند. دوست احمد به هر زحمتی از شر سیمهای خاردار نجات پیدا کرد اما وضعیت احمد، بسیار دشوارتر بود و امکان رهایی او وجود نداشت. از احمد خداحافظی کرد و به سوی نیروهای خودی برگشت. احمد تصمیم گرفت هرطور شده از این گرفتاری نجات پیدا کند، چون اگر اسیر میشد، ممکن بود زیر شکنجه و شلاق، حرف بزند و عملیات لو برود. دوست احمد در حالی که به عقب برمیگشت، احساس کرد چیزی به سرعت به طرفش میآید. با خود گفت: «بدبخت شدم! عراقیها هستند! حتما احمد را گرفتهاند و حالا به طرف من میآیند». به زیر آب رفت، تا او را نبینند. وقتی آهسته از زیر آب بیرون آمد، کسی به طرف او می آمد .خطاب به او فریاد میزند: «قف! لاتحرکوا! (ایست! بیحرکت!)» احمد خود را در آغوش او انداخت و هر دو چند دقیقه با صدای بلند گریستند. پرسید: «احمد! چطوری نجات پیدا کردی؟» ـ «نمیدانم چه شد! هرقدر تلاش کردم که خودم را از شر سیمهای خاردار خلاص کنم، نتوانستم. وضعیتم لحظه به لحظه بدتر میشد. نمیدانستم چه بکنم. موانع در حال تکان خوردن و بسیار خطرناک بود، چون توجه دشمن را به سمت من جلب میکرد. از همه کس و همه جا ناامید، به ائمه (علیهم السلام) متوسل شدم. یکی یکی سراغ آنها رفتم. یک لحظه یادم آمد که ایام فاطمیه است. دست دعا و نیازم را به طرف حضرت فاطمه(س) دراز کردم و با تمام وجودم از ایشان خواستم که نجاتم بدهند. گریه کردم. دعا کردم. در همین حال احساس کردم یکی پشت لباسم را گرفت، مرا بلند کرد و در آب اروند پرتم کرد. آن حالت را در هوشیاری کامل احساس کردم». احمد این ماجرا را برای دوستش تعریف کرد، او را قسم داده بود که تا زنده است، آن را برای کسی بازگو نکند. بر گرفته از کتاب اروند خاطرات ـ صفحه ۲۰۸ [ یکشنبه 3 اردیبهشت1391 ] [ 15:41 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ یکشنبه 20 فروردین1391 ] [ 16:45 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ دوشنبه 7 فروردین1391 ] [ 7:59 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 10:34 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 10:23 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
غمنامه بندگی ما عیب کار از جعبه تقسیم نیست / سیم سیار دل ما سیم نیست این خدا این هم هزاران طول موج / دیش ما سمت خدا تنظیم نیست. آری گذشت عمری به غفلت ها چو ابر آهسته آهسته / شود این دفتر عمرم تمام آهسته آهسته نفس چون گام عمر هست و به رغبت می کشیم آنرا رویم با پای خود در قبر ولی آهسته آهسته............................ [ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 10:39 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
همسر
سردار شهيد طوسي گفت: شهيد طوسي براي شهيد و شهادت قداست فراواني قائل
بوده، در آخرين سفر به مشهد به من گفت تو دعا كن من شهيد شوم، آنجا دستم
باز است، شايد از ياران امام حسين (ع) شدم، آنجا دستت را ميگيرم و من گفتم
خدايا راضيم به رضاي تو. وي در بيان شيرينترين خاطرات خود به اولين و آخرين سفره
هفتسين با شهيد طوسي اشاره كرد و افزود: براي آخرين باري كه به مازندران
آمد بعد از 10 سال زندگي مشترك اولين باري بود كه با هم دور سفره هفتسين
نشسته بوديم، سال تحويل شد و ما در حال آماده شدن به منزل پدرشان بوديم كه
ديديم پدر و مادرشان به منزل ما آمدند و ايشان گفت كه چرا شما آمديد ما
وظيفهمان بود به ديدن شما كه از خانواده شهيد هم هستيد بياييم، در همين
لحظات تلويزيون صحنههاي تحويل سال در جبهه را نشان ميداد كه رزمندگان
خوشحال در كنار سفره بودند و طوسي آنقدر عاشقانه به آنان نگاه ميكرد كه
قابل توصيف نبود و گفت: من حالا كه ميبينم رزمندگان خوشحالند احساس راحتي
ميكنم. برچسبها: شهادت [ دوشنبه 22 اسفند1390 ] [ 15:34 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
طلائیه و ... اينجا سرزميني شوره زار و سوزان است . اينجا همان طلائيه خودمان است . نيك بنگر كه اين سيم خاردارها و خورشيدي ها براي سر و سينه هاي بسيجيان ترسيم شده اند .آيا كسي هست كه رد گلوله ها و لكه هاي خون را به نيش سيم خاردارها ببيند؟ آيا كسي هست كه پيكر اين بسيجي را از لابلاي سيم خاردارها خارج كند ؟ آيا كسي هست كه اين دست جدا شده را به پيكرش باز پس دهد؟ آري اينها بالهاي ملائكه اند كه به زمين آرام گرفته اند . ميدان مين را نظاره كن كه چگونه زيبا جلوه مي كند . آيا كسي هست كه ميدان مين را ، ميدان وصل و عروج ببيند؟ اينجا همان طلائيه خودمان است و آن سه راهي شهادت ، همان سه راهي معروف است. ببين موتور كوفته و آن جسم بي جان را كه چگونه راحت و آرام گرفته است . او همت است . همان حاج همت خودمان. فرمانده لشكر 27 حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلّم) كه سر ندارد ... . آيا كسي هست كه پيكر بي سر حسين را به ياد آورد ؟ آيا كسي هست كه گودال وصل را به ذهن آورد ؟ آيا كسي هست كه بتواند خبر شهادت او را به همسر و دو فرزندش هديه كند؟ آيا كسي هست كه شدت جراحات و عمل تركشها بر سر و صورت و سينه اش را براي خانواده اش توصيف كند ؟ آيا كسي هست كه بتواند به فرزندانش بگويد كه بابا ديگر سر ندارد؟ هيچ ميداني معناي رجال صدقوا را ...
ادامه مطلب [ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 14:59 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ سه شنبه 9 اسفند1390 ] [ 12:1 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
ابوالقاسم جراره کاندیدای حوزه بندرعباس-قشم- حاجی آباد(استان هرمزگان) ا برچسبها: انتخابات نهم, جراره, جبهه پاداری [ شنبه 29 بهمن1390 ] [ 13:53 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ شنبه 15 بهمن1390 ] [ 17:17 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
![]()
[ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 10:3 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
امروز می خواهیم چند
تا فیلتر شکن برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها صد در صد کار می کند و
تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی
استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلترشکن های
تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم
می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین
انسان و خدایش فیلتر درست می کنند. وبگردي 20:30،از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می
توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی،
پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود . 2- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید. التماس دعا دوستان ویگردی20:30 برچسبها: فیلتر شکن, نخل ناخدا [ پنجشنبه 29 دی1390 ] [ 11:6 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 11:56 ] [ عیسی قريشي ]
[ ]
|
|
| : تقدیم به پسران عزیزم ابوالفضل قریشی و رضا قریشی |